غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
242
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
به طرف دار السلطنه هرات طلبيد خاقان منصور فرمود ما دام كه شما در مملكت من توطن داشته باشيد هرالتماسى كه فرمائيد بعز اجابت مقرونست آنگاه قامت قابليت آن جنابرا بخلع فاخره آراسته شرف اجازت ارزانى داشت و امير صوفى صفت صافى ضمير بمسكن معهود شتافته اعاظم سادات و اكابر مشايخ و قضاة و علما و فضلا و اشراف و اعيان دار السلطنه هرات را در سر مزار فيض آثار كازرگاه جمع ساخت و آشى عظيم ترتيب نموده به نيت استقامت بر جادهء درويشى و گوشهنشينى از ايشان استعانت جست و همگى همت بر ترويج و تعمير بقعه متبركه انصاريه مصروف داشته ارباب وظايف و خدام آنمقام فرح انجام را باصناف انعام و احسان نوازش نمود و در رابطهء درويشان و مجاوران آنروضهء بهشت نشان در افزود و در خلال احوال گذشته سلطان احمد ميرزا كه سالها به حكم آن پادشاه مظفرلوا در دار السلطنهء هرات حكومت و داروغگى مىنمود و امير ناصر الدين عبد الخالق بن امير احمد امير فيروز شاه علم عزيمت به سفر آخرت برافراختند و اصحاب آنمصايب چنانچه رسم است بمراسم تعزيت و سوگوارى و اطعام طعام و ختمات كلام حضرت بارى پرداختند ذكر طغيان امير خسرو شاه گرت ديگر و بيان كشته شدن نظر بهادر و حيدر قلندر در آنزمستان كه خاقان عاليمكان در ظاهر مرو نشسته بمحاصرهء ابو الحسن ميرزا قيام نمود امير خسرو شاه فرصت غنيمت دانسته با سپاهى بىنهايت بحدود قبة الاسلام بلخ توجه فرمود و ابراهيم حسين ميرزا بنابر قلت لشگر طريقهء حزم رعايت كرده در شهر متحصن گشت و اينمعنى موجب مزيد جسارت خسرو شاه شده جنود قندز در ولايت اندخود و شيرغان دست بغارت و تاراج برآوردند و در گرد قبة الاسلام بلخ خيمه اقامت افراشته از روى اهتمام بامر محاصره پرداختند چند روز از صبح تا شام از درون و بيرون شهر مبارزان بهرام قهر ابواب جنك و جدال بر روى يكديگر مىگشودند و بانداختن تير مرك تأثير و و سنك رعد پرداخته در افنا و اعدام يكديگر سعى مىنمودند و احيانا بهادران لشگر ابراهيم حسين ميرزا بپاى جلادت از قلعه بيرون مىخراميدند و بضرب تيغ و سنان روز عمر قندزبان را بشام اجل ميرسانيدند از آن جمله روزى از جانب امير خسرو شاه نظر بهادر كه بوفور تهور از ساير شجعان قندز و بقلان ممتاز و مستثنى بود جنك پيش آورده نزديك بكنار خندق رسيد و از طرف ابراهيم حسينميرزا امير تنكرى بردى سمانچى از شهر بيرون رفته مستعد دفع دشمنان گرديد و بين الجانبين حربى در غايت صعوبت دست داده امير تنكرى بردى ظفر يافت و نظر بهادر منهزم شده عنان بمعسكر خسرو شاه تافت و امير تنكرى بردى او را تعاقب نموده تنها به نظر بهادر رسيد و او بازگشته و شمشير كين از نيام انتقام بركشيده